پیچک ( ایرج زبر دست)

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- خاموش به کوی روشن ماه برو ( ایرج زبر دست )
- هر سمت، دهان ذکر، هر سمت سجود ( ایرج زبر دست )
- در کوزه صدا بود شنیدم تشنه ( ایرج زبر دست )
- من هوش الفبای جهان من داناست ( ایرج زبر دست )
- من: فلسفه ی خاکم و هستم تا نیست ( ایرج زبر دست )
- یکباره من درون من پیدا شد ( ایرج زبر دست )
- من،من،من زیر پوست ، بالا با دوست ( ایرج زبر دست )
- در میکده های مکه پیدایم شد ( ایرج زبر دست )
- زاهد چو جدال با خدا خواهد کرد ( ایرج زبر دست )
- داریم هماره خنجر در مشت ( ایرج زبر دست )
- گفتند کلام تابناکم کفر است ( ایرج زبر دست )
- تا کشف و شهود ، رمز معنا شدن است ( ایرج زبر دست )
- تکرار ، تو را دید مرا دید چه شد ( ایرج زبر دست )
- امشب دلم از آمدنت سرشار است ( ایرج زبر دست )
- آن روز هوا هوای بی صبری شد ( ایرج زبر دست )
- آهم که هزار شعله در بر دارد ( ایرج زبر دست )
- دست همه سنگ طعنه و صد رنگی ست ( ایرج زبر دست )
- در خواب چراغ تا سحر دستم بود ( ایرج زبر دست )
- هستی نفس ساعت سرگردانیست ( ایرج زبر دست )
- لبخند زدی بهار با آن آمد ( ایرج زبر دست )
- یک نامه پر از ماه و تورا دارم یاد ( ایرج زبر دست )
- دل ،این دل پر حسرت و غم هدیه به تو ( ایرج زبر دست )
- زد بانگ کسی که جاده ها را می زیست ( ایرج زبر دست )
- شب در خم گیسوی تو عابر می شد ( ایرج زبر دست )
- من در تیره غیرت فانوسم ( ایرج زبر دست )
- چون باد هوای کوی وبرزن داریم ( ایرج زبر دست )
- اشراق تماشایی باور باشی ( ایرج زبر دست )
- آئینه ی روزگار لبخند من است ( ایرج زبر دست )
- تاعشق ترانه خوان چشمان غم است ( ایرج زبر دست )
- چون جاده به زخم رفتن آراست مرا ( ایرج زبر دست )
- تب ، یک تب ناگهان شکستم می داد ( ایرج زبر دست )
- لبهای تو سوره سوره تفسیر خداست ( ایرج زبر دست )
- من با صدای عصمت هابیلم ( ایرج زبر دست )
- پائیز...درخت.... بی برگ و بری ( ایرج زبر دست )
- ای مثل غرور ساده ی آینه فاش ( ایرج زبر دست )
- پیراهن خیس ابر تن پوش من است ( ایرج زبر دست )
- در حنجره ام شور صدا نیست رفیق ( ایرج زبر دست )
- بر تارک هفت آسمان چون تاج است ( ایرج زبر دست )
- خورشید نشانی ز چراغم نگرفت ( ایرج زبر دست )
- دیری است که آتش از تنم می ریزد ( ایرج زبر دست )
- با جمله ی ندان جهان همکیشم ( ایرج زبر دست )
- دل عشق پر از رنگ وریا دوست نداشت ( ایرج زبر دست )
- چون غربت آفتاب خونین کفنم ( ایرج زبر دست )
- با خویش همیشه دشمنی ای دل من ( ایرج زبر دست )
- ای کاش حدیث کوچ باور می شد ( ایرج زبر دست )
- شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او ( ایرج زبر دست )
- روح سحری ناز دمیدن داری ( ایرج زبر دست )
- ما ریشه ی لحظه های بی بنیادیم ( ایرج زبر دست )
- امشب دلم از آمدنت سر شار است ( ایرج زبر دست )
- یک عمر به هر بهانه زخمم می زد ( ایرج زبر دست )
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد