تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( ایرج زبر دست)
پیچک ( ایرج زبر دست)
شعر و ادب پارسی

 

خیام زپشت پرده سرمست آمد      

           

                با کوزه ای از ترانه در دست آمد

 

                               بگذشت هزاره ای و ما چشم به راه    

 

                                                     تا نوبت ایرج زبردست آمد

 

 

سروده استاد خرم شاهی در توصیف ایرج زبر دست



نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


روح سحری، ناز دمیدن داری

 


مثل غزلی تازه، شنیدن داری

 


ای قصهء روزهای من بودم و تو

 


آنقدر ندیدمت که دیدن داری

 

 

 ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 285

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


ای کعبه، منم صدای دلسوخته ها

 


آتش به دلی چو من، ندیده است خدا

 


این پرده که گرد توست، میدانی چیست؟

 


دود دل من طواف کرده است تو را

 

 

 ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 228

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


آنسوی جهان: دهانی از همهمه نیست

 


از ریزش تدریجی تن واهمه نیست

 


آنسو نه زمان نه سمت..اینجا که منم

 


شکل دگری هست که شکل همه نیست

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 181

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


داریم هماره خنجر شک در مشت

 


هان بی خبران، بی خبری ما را کشت


 

تا چند به گرد فرقه ها چرخیدن

 


زرتشت علی بود، علی هم زرتشت

 


 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 177

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


باغ از تو، ادامهء بهارش با من

 


آوای زلال صد هزارش با من

 


شبهای قشنگ دوستت دارم را

 


یکبار بگو هزار بارش با من

 

 

 ایرج زبر دست 
 

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 193

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


 

 

مثل تن سنگ سخت باشم شاید

 


یک جغد سیاه بخت باشم شاید

 


حالا که دهان عقلم و انسانم

 


صد سال دگر درخت باشم شاید

 


 ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 162

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

در حنجره ام شور صدا نیست رفیق

 


یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق

 


بگذار که قصه را به پایان ببرم

 


آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 186

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

بر تارک هفت آسمان چون تاج است

 


در حادثه حلاج تر از حلاج است

 

 

آن سایه که ایستاده فانوس بدست

 


نوریست که خورسید به او محتاج است

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 172

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

خورشید نشانی ز چراغم نگرفت

 

 


باران خبری از دل داغم نگرفت

 

 


عمری به دلم وعده ی رفتن دادم

 


افسوس که مرگ هم سراغم نگرفت

 

ایرج زبر دست

 

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 192

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 در سوگ استاد احمد شاملو

 

 استاد شاملو

شب حادثه را اشارتی مبهم کرد

 

از قاعده ی جهان ، زمان را کم کرد

 

ای باور بی کرانه ، ای قوی سپید

 

پرواز تو ، پشت آسمان را خم کرد

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 5, | بازديد : 312

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

چون جاده به زخم رفتن آراست مرا

 

یک سینه تپش ، نفس نفس کاست مرا

 

این بود تمام ماجرای من و او

 

می خواستمش ولی نمی خواست مرا

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 5, | بازديد : 206

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او

 


شد با شب و گریه روبرو  عاشق او

 


پایان حکایتم شنیدن دارد:

 


من عاشق او بودم و او عاشق او ...


 

ایرج زبر دست

 

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 5, | بازديد : 171

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

ای مثل غرور ساده‌ی آینه، فاش

 


کاری نکنی شکستگی آید و کاش

 


دیدار تو با آینه حرفی دارد

 


هم با همه باش و هم جدا از همه باش

 

ایرج زبر دست

 

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 5, | بازديد : 298

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

او، من، تو... چقدر در تلاشند همه

 


از حادثه، سنگ می‌تراشند همه

 


من از تن او گذشت، من او شد و گفت:

 


ای کاش تو باشی و نباشند همه

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 5, | بازديد : 209

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

ای صبح نه آبی نه سپیدیم هنوز

 


در شهر امید ناامیدیم هنوز

 


دیدی که چه کرد دست شب با من و تو؟

 


در باز و به دنبال کلیدیم هنوز

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 5, | بازديد : 215