تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( ایرج زبر دست)
پیچک ( ایرج زبر دست)
شعر و ادب پارسی

 

خیام زپشت پرده سرمست آمد      

           

                با کوزه ای از ترانه در دست آمد

 

                               بگذشت هزاره ای و ما چشم به راه    

 

                                                     تا نوبت ایرج زبردست آمد

 

 

سروده استاد خرم شاهی در توصیف ایرج زبر دست



نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


یک عرش از این عرش فراتر سازم

 


یک عالم و یک آدم دیگر سازم

 


گر دست ازل باز به دستم افتد

 


از دانش ابلیس پیمبر سازم

 

 


 ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 7, | بازديد : 291

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 


یکباره پرنده از تنم پر زد، رفت ...

 


یکباره پر از دهان شدم: باید رفت؟

 


یکباره جهان به ساعتش کرد نگاه:

 


یکباره نیامد، آمد و آمد رفت

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 7, | بازديد : 284

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


 

 

جایی که حماسه ریشه در غم دارد

 


هرسال دوازده محرّم دارد

 


ای دوست، چگونه دم ز مولا بزنم

 


این شهر هزار ابن ملجم دارد

 

 

ایرج زبر دست

 

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 7, | بازديد : 342

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

در سوگ صادق هدایت

صادق هدایت


چون روح، وجود تو معمایی بود

آمیزه ای از جنون و تنهایی بود


روزی که تو را خاک در آغوش کشید


زانو زدن مرگ تماشایی بود

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 7, | بازديد : 578

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


زاهد چو جدال با خدا خواهد کرد

 


از فاجعه محشری بپا خواهد کرد

 


گر شهوت او به خلوتش رخنه کند

 


با سایهء خویش هم زنا خواهد کرد

 

 


 ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 7, | بازديد : 527

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 


امروز بیا ترانه خوانی بکنیم

 

با سبزه و آب همزبانی بکنیم

 


عید است و غبار غم گرفته است دلم

 


ای اشک بیا خانه تکانی بکنیم

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 7, | بازديد : 153

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


آیینهء روزگار لبخند خداست

 

 


آرامش سبزه زار لبخند خداست

 

 


از عطر نگاه باغها دانستم

 


نام دگر بهار لبخند خداست

 

 

 ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 7, | بازديد : 156

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


دیدم همه شکلها رها از خویش اند

 


خاموش تکلمند و می اندیشند

 


دیدم که سماعم میکند باد به دشت

 


دیدم همهء درختها درویش اند

 


  ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 7, | بازديد : 142

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


زد بانگ کسی که جاده ها را میزیست:

 


ای بیخبر از عاقبت راه نایست!

 


آن سوی قدمها که نمیدانم کیست

 


پیوسته کسی هست که میگوید: نیست

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 7, | بازديد : 173

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


باران: تب هر طرف ببارم دارم

 


دهقان: غم تا به کی بکارم دارم

 


درویش نگاهی به خود انداخت و گفت:

 


من هرچه که دارم از ندارم دارم

 

 

ایرج زبر دست

 

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 172

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


تکرار، تو را دید، مرا دید چه شد؟

 


یا این همه آسیاب چرخید چه شد؟

 


هرروز در امتداد هر روز دگر

 


در باز شد و کسی نفهمید چه شد

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 155

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


آهم که هزار شعله در بر دارد

 


صد سلسله کوه را ز جا بردارد

 


من رعدم و میترسم اگر آه کشم

 


سرتاسر آسمان ترک بردارد

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 270

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


آغوش سپید بامدادم او شد

 


آرامش ناگهان یادم او شد

 


آنسوی کسی نیست، کسی را دیدم

 


آیینه به دست هرکه دادم او شد

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 180

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


هستی نفس ساعت سرگدانی ست

 


در ثانیه ها دلهرهء پنهانی ست

 


تسبیح قیامت است در دست زمان

 


هر دانهء آن جمجمهء انسانی است

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 175

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


 

 

باید به تماشای ندیدن برسی

 


بی بال به آغوش پریدن برسی

 


چون پل که پر از عبور یاد من و توست

 


بگذر ز خودت تا به رسیدن برسی

 

 

ایرج زبر دست

برچسب ها : ,

موضوع : ساقی زبر دست 6, | بازديد : 161